رها کردن گذشته و کسب آرامش

ارتباط رها کردن گذشته و رسیدن به آرامش

متن سوال:

سلام؛ چند وقتی هست که می خوام کار جدید و زندگی تازه تری را شروع کنم اما مدام این فکر به ذهنم می رسه که تو گذشته خوبی نداشتی و چند بار شکست خوردی، تو لیاقت زندگی خوب نداری، دیگه از تو گذشته و کلی از این نجواها به گوشم می رسه. گاهی وقت ها می گم شاید هم راست باشه، من کجا و موفقیت کجا؟ توی این موقع ترس و نگرانی میاد سراغم. آیا می شه گذشته را فراموش کرد؟ ممنون که جوابم را بدید.

سلام خدمت شما؛ اگه بیایم به ویژگی های فیزیولوژی و احساسی یه انسان نگاه کنیم متوجه می شویم که تنها انسان هست که این قدرت را داره که میتونه در ذهنش به گذشته، حال و آیند سفر کنه. شما یک پرنده یا یک حیوان را تجسم کنید، آیا می تونه آینده را تصویر سازی کنه یا غم گذشته بخوره؟ شاید بعضی ها با توجه به رفتار حیوانات بگن که حیوانات نیز قدرت پیش بینی دارن و مثلا یک پرنده در فصل خاصی از سال شروع به لانه سازی می کنه که در فصل سرما خودش و جوجه هایش را نگه دارد اما این مورد فقط یک غریزه هست.

چرا این مثال بالا را زدم؟ چون می خوام بگم که در مرحله اول این ذات انسان هست که می تونه به گذشته، حال و آینده بره و چه بسا که بتونه استفاده های خوبی هم ازش داشته باشه. مثلا اگه شما کیف پولتان را گم کرده باشید لازم هست به گذشته فکر کنید تا متوجه بشوید که کی و کجا اون را جا گذاشتید. بنابراین اولین قدم پذیرش این موضوع هست که همه ما انسان ها در طول روز بارها و بارها به گذشته سفر می کنیم و رها کردن گذشته به صورت مطلق و برای همیشه امکان پذیر نیست.

عملکرد مغز در باره افکار و گذشته ما

وقتی عملکرد مغز(که علاقه زیادی بهش دارم) را مطالعه می کنم متوجه می شم که چقدر رفتار ما تحت تاثیر مغز و به ویژه ذهن ناخودآگاه ما هست. ما فکر می کنیم که داریم منطقی تصمیم می گیریم، ما فکر می کنیم که داریم واقعیت را می بینیم اما این طور نیست. در حقیقت بسیاری از تصمیمات ما احساسی هست و بعد از تصمیم سعی می کنیم که رنگ منطقی بودن بهش بدیم.

خیلی چیزها صرفا برای ذهن ما واقعیت هست اما در صورتی که این طور نیست. به همین خاطر هست که وقتی از مسافرت بر می گردیم هر کس بخشی از مسافرت را که منطبق بر ذهنش بوده را به خاطر می سپره و برای دیگران تعریف می کنه. برای یکی بسیار جذاب و برای دیگری بسیار ناخوش بوده. این که ماشین در گل گیر کرده برای یکی بسیار هیجان آور و برای دیگری یک خاطر بد هست. برای رها کردن گذشته نیازمند این هست که اول یک شناختی از عملکرد مغز بدانیم.

دکتر جان مدینا (John Medina) توی زمینه مغز خیلی کار کرده و برخی از این موارد هم از کتاب های ایشون برای شما ذکر می کنم. ببینید، ذهن ما طوری طراحی شده که هر چی که براش تعریف بشه همان را دنبال می کنه و کاری نداره که خوبه یا بده. کافیه شما نرم افزار ذهنتون را عوض کنید که در ادامه در موردش صحبت می کنم.

باید بدونیم که ذهن ما هزاران سال هست داره تکامل پیدا می کنه اما نکته ی مهمی که وجود داره این هست که هنوز رفتارهای هزاران سال پیش که اجداد ما داشتند را در مغز ما می شه پیدا کرد. این که ما دائم احساس خطر می کنیم و مغز ما در حال تقلا برای نجات جان ما هست. باید بیاموزیم که الان دیگه خبری از شیر و پلنگی که در جنگل به اجداد ما حمله می کردن نیست.

این که شما دوست عزیز فرمودی که من دیگه نمی تونم کاری کنم نتیجه همین توضیح بالاست که مغز شما فرمان انجام ندادن کار را میده چون می خواد شما را از خطرات احتمالی دور کنه.

 چگونه افکارم را مدیریت کنم؟

حالا تا حدودی متوجه عملکرد مغز شدیم می تونیم نتیجه بگیریم که:

مغز ما مثل یک جارو برقی در حال بلعیدن افکار منفی هست تا ما را از خطرات حفظ کند.

در این صورت مهم ترین راه این هست که ما در برابر افکار مراقبه کنیم. وقتی شما مدام در معرض افکار منفی باشی در حقیقت داری برای ذهنت یک واقعیت تعریف می کنی. و بعد از مدتی همین افکار واقعیت ذهنی و باور شما میشه که دیگه نمی تونی واقعیت های دیگه را ببینی و فکر می کنه که هر چیز غیر از این دورغ هست.

ما مثل دکل های متحرک مخابراتی هستیم که دائم داریم امواج منفی را جذب می کنیم. برای جذب امواج منفی نیازی نیست تلاش کنید. چون رسانه ها، اکثریت جامعه، شبکه های اجتماعی این کار را به نحوه احسن انجام میدن. 

شما باید آگاهانه خودت را در معرض نکات و امواج مثبت قرار دهی و آگاهانه از نکات منفی دور شوی و آنقدر این کار را ادامه دهی تا فکر شما مثبت شود. در این صورت هست که یک مسیر عصبی جدید در مغز شما شکل می گیره و رها کردن گذشته ساده تر می شه.

زمانی که شما پدر و مادر، معلم، جامعه و در کل گذشته خودت را سرزنش می کنی مثل این هست که مثلا بخواهی صبحونه دیروز که تخم مرغ بود و خوردی را الان عوض کنی و به کره مربا تغییر بدی. در واقع دیگه شما نمی توانید گذشته را دست کاری کنی اما می تونی از الان با افکار و رفتار مناسب آینده را تغییر بدی. این جمله را به یاد داشته باشیم:

از آینده ات شاهکاری بساز که گذشته ات در مقابل آن تعظیم کند.
نکته دیگری که وجود داره این هست که نباید درگیر کامل گرایی بشیم چون این احساس را به ما میده که هرگز نباید اشتباه کنیم. خیلی از ما به خاطر این نگران گذشته خومون هستیم که فکر می کنیم کارهای اشتباه زیادی انجام دادیم. در صورتی که ما باید بپذیریم که حتی بزرگ ترین، زیرک ترین و موفق ترین انسان ها در گذشته اشتباهاتی انجام دادن.
می توانیم با این جمله زاویه دیدمان را عوض کنیم: کسی که دیکته ننویسه اشتباهی هم نداره. در حقیقت کسی که تلاشی انجام داده اشتباه می کنه وگرنه مردگان و کسانی که در کنج خانه لم داده اند که اشتباهی انجام نمیدن. این جمله برای رها کردن گذشته می تونه فوق العاده باشه:
قانون ۵ در ۵ می گه: کاری که تا ۵ سال آینده شما تاثیر گذار نیست، ۵ دقیقه هم نگرانش نباش.
به عنوان مثال کسی به شما توهین کرده، آیا تا ۵ سال آینده، شما این موضوع را به خاطر دارید؟ آیا می تونه آنقدر تاثیر گذار باشه که ۵ سال بعد زندگی شما را تحت تاثیر قرار بده؟ اگه جواب منفی هست حتی ۵ دقیقه هم براش نگران نباش.
دوست عزیز؛ تو صرفا یک احساس بد نیستی، تو یک فرد شکست خورده نیستی تو گذشته ات نیستی. تو یک انسان هستی که مجموعه ای از احساسات هستی. تو با اندیشه ات انتخاب می کنی که در گذشته بمانی یا از آینده ات شاهکار بسازی.
بهترین ها را برایتان آرزو می کنم و امیدوارم که همیشه بهترین خودتان باشید.
2 نظرات
  1. مریم جوانفر می گوید

    مقاله فوق العده عالی و کاربردی و مفید بود

    1. علی اصغر رزم جو می گوید

      تشکر از شما و برایتان آرزوی شادکامی دارم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.