نمیدونم به چی علاقه دارم و باید چی کار کنم؟

سوال: نمیدونم به چی علاقه دارم باید چی کار کنم؟

از دست خودم و هر چی هست کلافه شدم. نمی دونم به چی علاقه دارم؟ اصلا احساس می کنم به هیچ چیزی علاقه‌ی زیادی ندارم. روز ها را بی هدف دنبال می کنم. کاملا گیج شدم چی کار باید بکنم؟

سلام دارم خدمت شما دوست عزیز

می تونم تا حدی احساست را درک کنم. چوم اکثر آدم ها این حس را تجربه کردن، البته بعضی ها با شدت بیشتر و بعضی ها با شدت کمتر، بعضی ها یک ماه، بعضی ها یک سال و بعضی ها چندین سال با این مسئله مواجه بودن. می خوام بگم که خودت را به این خاطر که فقط خودت این حس را داری سرزنش نکنی. اینجا می خوام بیشتر از تجربیات خودم و همچنین مطالعاتی که داشتم واستون بگم که احساس می کنم خیلی می تونه بهت کمک کنه که بفهمی به چی علاقه داری.

برداشت اشتباه از علاقه داشتن

برداشت اشتباه از این که به چی علاقه دارم

اولین دلیل که باعث می شه شما سردرگم بشید و متوجه نشید که به چی علاقه دارید اینه که از اول تعریف علاقه را اشتباه به ما گفتند. وقتی یه نفر می گه به فلان چیز علاقه دارم به احتمال زیاد فقط یه احساس هست که شاید پشتوانه ای هم نداشته باشه. شاید تحت تاثیر جوی قرار گرفته باشه، شاید فقط ظاهر اون کار را دیده باشه یا در موردش شنیده باشه و ده ها مورد دیگه.

علاقه واقعی را با توهم علاقه اشتباه نگیریم.

شاید بگی ای بابا! شما که دارید کار را پیچیده تر می کنی. خب، یه کم صبر کنی توضیح می دم که داستان از چه قراره. ببینید، هم من و هم شما آدم های زیادی را دیدیم که با شور و شوق یه کاری را شروع می کنن و بعد از یه مدت کوتاهی رهاش می کنن. دلایل متعددی داره ولی یکی از دلایل مهم اینه که به جای علاقه واقعی فقط تحت تاثیر کسی یا چیزی قرار گرفتهن و رفتن سراغ اون کار. بنابراین علاقه چیزی نیست که یک دفعه فوران کنه و یک دفعه خاموش بشه، بلکه علاقه چیزی هست که مستمر در وجود ما هست.

کشف علاقه واقعی یکی تصورات غلط دیگه اینه که با نشستن توی خونه و کمی فکر کردن می تونی به طور قطعی بگی که به چی علاقه دارم. البته نقش فکر کردن بسیار مهمه و من توی وب سایت بهترین خود بسیار در مورد اون تاکید داشتم. اما این جا می خوام یه چیز دیگه که شاید کمتر شنیده باشید را بگم و اون اینه که گاهی وقت ها علاقه ساختنی هست.

شاید شما هم این مورد را تجربه کرده باشی که فکر می کردی به فلان چیز علاقه نداری. اما وقتی که می ری سراغش و انجامش میدی، تازه می فهمی که چقدر جذابه و چه بسا که برای همیشه اون کار را ادامه بدی.

یکی از اشتباهات بزرگ اینه که با ما گفتن تو فقط باید به رشته ریاضی، تجربی و یا انسانی و زیر شاخه های دانشگاهی این رشته ها علاقه مند باشی!!
وقتی شما فقط علاقه را در این رشته ها ببینی و خودت را محدود کنی، اون موقع هست که حس می کنی به هیچ چیزی علاقه نداری. دیگه نقاشی، خیاطی، آشپزی، بازیگری و… را هیچی حساب نمی کنی. شما به ساخت عروسک علاقه داری اما ازش می ترسی، یا شاید دوست داشته باشی دوبلر بشی اما جو خونه یا جامعه اون قدر روی شما تاثیر داشته که فکر می کنی این ها به درد نمی خورن. بنابراین باید مواظب این موارد باشی تا راهت را گم نکنی. امیدوارم تا این جا دیدمان راجع به علاقه تغییر کرده باشه. حالا بریم سراغ این سوال که از کجا بدونم به چی علاقه دارم اینجا چند تا راهکار می گم که باید بهشون عمل کنی.

نمونه کوچکی از علاقه مندی خودت را تجربه کن

این مورد خیلی، خیلی مهمه. یعنی تا اون جایی که امکان داره یه مقدار زمان، هزینه و انرژی بگذار و یه کوچولو توی اون کاری که فکر می کنی علاقه داری وارد شو. وقتی یه کاری را تجربه می کنی خیلی می تونه شفاف بشه که بهش علاقه داشتی یا فقط توهم علاقه بود.

شاه کلید پیدا کردن علاقه واقعی این هست که چند تا کاری که احساس خوبی نسبت بهش داریم را تجربه کنیم.

می دونم که این سوال به وجود اومده که کاری که من علاقه دارم را نمی شه با این روش انجامش داد. اولا خیلی از کارها را می تونید با کمی وقت و هزینه بخش از اون را انجام بدید. اما بعضی وقت ها حق با شماست. مثلا شما نمی دونید که پزشکی واقعا علاقه مند هستید یا این که توهم هست. اوکی، برای این موارد هم راه حل هایی واستون می گم اما فعلا همین مورد اول را بررسی می کنم.

می خوام یه مثال از خودم بهتون بگم؛ من یه زمانی فکر می کردم که به فروشندگی در بازار علاقه دارم، دوتا کار می تونستم انجام بدم، راه اول این بود که بشینم توی خونه و فقط فکر کنم و حسرت بخورم که چرا چند صد میلیون پول ندارم که برم یک فروشگاه بزنم و به علاقه ام برسم و اما راه حل دومی که انجام دادم این بود که به اندازه چند صد هزار تومان کتاب کودک خریدم و سعی کردم توی بازار بفروشم و توزیع کنم و خودم را تست کنم. توی چند ماه اتفاقات و تجربه های زیادی از سرو کله زدن با فروشنده و خریدارها بدست آوردم و کاملا لمس کردم. بعد از چند ماه متوجه شدم که این چیزی نبود که بتونه من را راضی نگه داره. به همین سادگی این کار از ذهنم پاک شد و آرام شدم.

بنابراین حتما تا حد ممکن بخش کوچکی از اون کار را تجربه کنید تا بدونید به چی علاقه دارید و باخودتون نگید که این کار فقط وقت تلف کردنه. معمولا می شه در کمتر از یک سال چند تا از علاقه مندی هاتون را تست کنید. نگران حرف مردم نباشید که بهتون بگن شما دم دمی مزاج هستید. البته طبیعی هست که نباید ده سال وقت بزاریم و صدتا کار را تست کنیم. برای این که قبل از اقدام کردن بتونید علاقه های واقعی تر خودتون را کشف کنید و بین پنجاه تا علاقه سردرگم نشید حتما توصیه می کنم چند تا از مقالاتی که درباره خودشناسی و کشف رسالت فردی نوشتم را مطالعه کنید.

تحقیق کنید و از دیگران بپرسید اما…

پرسیدن از دیگران درباره علاقه مندی

اگه واقعا یه کاری را نمی تونید تجربه کنید باید درباره اون کار خوب تحقیق کنید، هم توی اینترنت و هم از اون هایی که این کار را دارن انجام می دن. دقت داشته باشیم که نمی شه بر اساس حرف یه نفر تصمیم بگیریم و بهتره که بیشتر تحقیق کنیم. سوال پرسیدن از دیگران علاوه براین این که خیلی خوبه و می تونیم از تجارب دیگران استفاده کنیم و “به چی علاقه دارم شما” شفاف تر بشه، اما باید به این نکات هم توجه کنیم:

۱- معمولا آدم ها از شغلشون به صورت کلی حرف می زنن و شما نمی تونید خوب متوجه بشید که بلاخره خوبه یا نه؟ مثلا اگه از یه فردی که تعمیر لوازم خانگی داره بپرسی که کارت خوبه یا نه شاید بگه خوبه، همین که کار مردم راه میافته راضی هستم. به نظرتون میشه با این حرف ها تصمیم گرفت؟ این جاست که شما تا حد ممکن که اون فرد راضی به جواب دادن هست باید ازش در مورد خوبی ها و بدی ها حتی به صورت مثال برای شما توضیح بده.

۲- شاید شما را رقیب خودشون فرض کنن و بیشتر از سختی هاش بگن، البته برعکسش هم داریم. شاید توی جمع مهمونی طرف بخواد یک خورده خودش را باکلاس نشون بده و کلا از کار و درآمدش تعریف کنه و از سختی هاش هیچی نگه.

از کجا بفهمیم به چه شغلی علاقه داریم

یکی از سوالاتی که جا دارد در همین جا کمی در مورد آن صحبت شود و سوال بسیاری از دوستان هم هست این مورده که از کجا بفهمیم به چه شغلی علاقه داریم و در واقع سوال از علاقه شغلی مطرح می شود. در واقع علاقه شغلی هم زیر مجموعه کشف علاقه هست. افراد زیادی هستند که بدون این که در ابتدا به شغلی فکر کنن صرفا سعی کردند که علاقه واقعی خود را بشناسند. وقتی علاقه واقعی پیدا شد به تدریج این علاقه به شغلی تبدیل خواهد شد که هم از کار کردن با آن لذت خواهی برد و هم کسب در آمد زیادی از آن خواهید داشت.

افراد معروف و ثروتمند زیادی هستند که در ابتدا به علاقه خود به عنوان شغل نگاه نکردند چون برای کشف علاقه اگر در ابتدا زیاد روی بدست آوردن علاقه شغلی تمرکز کنید شاید دچار انحراف از علاقه اصلی شوید. چون زمانی که شغل را وارد علاقه می کنید ترس از این که این علاقه درآمد کافی ندارد یا نمی توان با آن کاری کرد وارد ذهن می شود و کشف علاقه را تحت تاثیر قرار می دهد.

بنابراین برای این که این موضوع برای شما بهتر اثبات شود می توانید افراد معروف، ثروتمند و یا … را پیدا کنید که با کشف علاقه واقعی و کار کردن با شوق توانستند با خلاقیت یک درآمد بالایی برای خود بسازند.

بنابراین لازم هست در ابتدا شما روی کشف علاقه خودتان کار کنید و فارغ از هر چیز آن را پیدا کنید و بعد از آن یک شغل خوب بسازید که در کتاب ثروت درون و فیلم ورود به شغل رویایی، با سوالاتی که مطرح شده است شما می توانید بعد از پیدا کردن علاقه به علاقه شغلی خودتان نیز پی ببرید.

دیدن کل فیلم ورود به شغل رویایی

وارد فضای واقعی کسب و کار و مورد علاقتون بشوید

این راه یه راه کاملا کم هزینه یا بی هزینه هست. شما می تونید یه هفته وقت بگذارید و  وارد محیطی که فکر می کنید علاقه شما اونجاست بشوید. بذارید یه مثال بزنم: دوستی داشتم که خیلی به بورس و کسب در آمد از این راه علاقه داشت. اما همیشه می ترسید که این علاقه شاید علاقه کاذب باشه. بهش توصیه کردم که به مدت یک ماه وارد تالار بورس بشه و با توجه به مطالعاتی که داشت به صورت فرضی معامله کنه. مثلا فرض کنه که امروز ۱۰۰ سهم از فولاد را خرید و اون را برای خودش با مبلغی که هست بنویسه. بعد گوش به زنگ باشه که کی باید اون را بره بفروشه.

مثلا بعد از یه هفته مجدد به بازار بورس بره و ۸۰ سهم خودش را بفروشه و سود و یا زیان خودش( به صورت فرضی) حساب کنه. بعد از یکی دو ماه تونست مطمئن بشه که واقعا به این کار علاقه داره و می تونه بدون ترس سرمایه گذاری خودش را شروع کنه. بنابراین شما هم به خودتان اجازه حضور در این مکان ها بدید. اگه به پزشکی علاقه دارید حداقل ده روز را مثل یه پزشک برید بیمارستان و از نزدیک این فضا را ببینید. شاید با دیدن صحنه آمپول زدن کلا منصرف بشید چه برسه به دیدن صحنه های دیگه که شاید دلخراش تر باشه.

تصویر ذهنی از علاقه خودتون بسازید

شاید گاهی وقت ها این روش بتونه خوب جواب بده. سعی کنید هر وقت جای آرامی پیدا کردید خوتون را کاملا توی اون فضا تصور و تجسم کنید. چه حسی به شما دست می ده؟ آیا از درون احساس شعف و لذت دارید؟ سعی کنید این را در زمان های مختلفی امتحان کنید، شاید یک بار اول تحت تاثیر چیزی قرار گرفته باشید.

از شکست های کوچولو استقبال کنید

استقبال از شکست های کوچک در زندگی

همان طوری که گفتم می تونید بخش کوچکی از کار مورد علاقه خودتون را تست کنید. اما خب، اینجا وقت تست و آزمون هست و نباید توقع داشته باشید که حتما باید پیروز بشوید. مثلا داستان من و کتاب هام را یادتون هست. من توی این ماجرا سودی نکردم اما با این کار به یک نه ارزشمند رسیدم و فهیمدم نباید این کار را دادمه بدم.

نباید توقع داشته باشید که در همان کار اولی که شروع کردید تا انتها جلو بروید حتی اگه بفهمید دارید اشتباه می کنید. بنابراین بد نیست که گاهی وقت ها فرصت تجربه جدید به خودمون بدیم. نتیجه این کار این می شه که وقتی کار مورد علاقه خودمون را پیدا کردیم می تونیم اونقدر خوب پیش بریم که زمان هایی هم که به سعی و خطا گذشت جبران بشه. امیدوارم که پاسخ این که نمیدونم به چی علاقه دارم را پیدا کنید و بتونید بهترین خودتان باشید.

در صفحه اینستاگرم بهترین خود قراره کلی مطلب درباره پیدا کردن علاقه و نکات مهم براتون بگم پس همین الان دکمه زیر را بزن و فالو کن.

دیدن آموزش‌ها در اینستاگرام

از آنجایی که سوالات زیادی در خصوص علاقه تحصیلی به صورت نظر در همین صفحه و همچنین به صورت خصوصی برایم ارسال می شود و مسئله تضاد بین دانشجو و دانش‌آموز با خانواده بر سر انتخاب رشته بود فایل صوتی زیر ویژه پدر و مادرها ضبط شد. در صورتی که مورد استقبال یا سوال شما واقع شد این سوالات در قالب فایل صوتی در همین صفحه پاسخ داده می شود و فایل های صوتی رفته رفته آپدیت خواهند شد. 

بنابراین می توانید این فایل صوتی را به دیگران برسانید که با این موضوع مشکل دارند ولی هدف مافقط شفاف سازی هست و قرار نیست که کاملا به  پدر و مادر و یا دانش‌اموز یا دانشجو حق بدهیم 

دانلود این فایل صوتی

350 نظرات
  1. علی اصغر رزم جو می گوید