بین علاقه یا پول کدام باید انتخاب کنم؟

علاقه یا پول، کدام بهتر است؟

کاش یک بار دیگه می تونستیم برگردیم به سال های پیش، یعنی زمانی که توی دبستان قرار بود درس انشا بنویسم. اگر معلم  این موضوع که “علاقه یا پول بهتر است” را برای انشا انتخاب می کرد، برای دل آقا معلم هم که شده می گفتیم خب معلومه باید بریم سمت علاقه و پول چیز بدی هست.

البته موضوع انشا مشابه یعنی “پول بهتر است یا ثروت” را همه ما یک بار تجربه کرده ایم. ولی فکر می کنم این سوال که از بین علاقه یا پول کدام را انتخاب کنیم را معلم های عزیر فراموش کرده باشند که برای ما بگن. البته شما را نمی دانم ولی برای ما که این موضوع پیش نیامده بود. الان سال ها از آن زمان می گذرد و در مواجهه با زندگی واقعی، وقتی این سوال را از خودمان می پرسیم که علاقه یا پول را انتخاب کنیم احساس می کنیم که یکی از سخت ترین سوالات را باید پاسخ بدیم.

نظرات دیگران برای انتخاب علاقه یا پول

علاقه یا پول کدام بهتر است؟

وقتی این سوال از افراد مختلف پرسیده می شود به سه دسته تقسیم می شوند. دسته اول وقتی متوجه می شوند که باید از بین این دو گزینه یعنی علاقه و بازار کار یکی از انتخاب کنند، حس می کنند که باید انرژی زیادی از مغزشان تلف شود و سعی می کنند یا با طنز یا با یه جمله مبهم یا غیر واقعی خودشان را نجات بدهند.

دسته دوم به شدت طرفدار گزینه علاقه هستند. این افراد باز به دو دسته تقسم می شوند: کسانی که این جمله را از صمیم قلب می گویند و خودشان در زندگی به این نتیجه رسیده اند و البته بهای زیادی هم داده اند یا سختی های فراوان کشیده اند. دسته دوم کسانی هستند که از صمیم قلب به این جمله اعتقاد ندارند و زمانی این جمله را به کار می برند که دوستشان برای مشورت از آن ها کمک گرفته است. مثلا از او می پرسد به نظرت توی دانشگاه رشته حقوق بخونم یا حسابداری؟ و این فرد هم که اخیرا چند فیلم انگیزشی و چندتا کتاب موفقیت خوانده با یک حس خاصی می گه خب معلومه برو دنبال علاقه ات. تو حتما موفق خواهی شد…

اما دسته سوم باز به شدت طرفدار انتخاب گزینه پول و بازار کار هستند. این افراد کسانی هستد که از لحاظ مالی کمی در مضیقه هستند و یا این که از درس و مدرسه چیزی عایدشان نشده و به همین خاطر یک دشمنی دیرینه ای با علاقه دارند. وقتی پای صحبتشان می نشینی دائم می گویند که نون توی این کاره و اگر این کار را انجام بدهی نونت توی روغنه و کلا با روغن سروکار دارند. این گونه افراد اعتقاد دارند علاقه صرفا یک کلمه دانشگاهی و اتو کشیده هست و هیچ کاربردی نداره و اگر شما پول دربیاری علاقه ای هم که شما ازش حرف می زنی خودش میاد و نیازی نیست که بری سمتش.

حالا شما بگو علاقه یا پول دوست داری؟

حالا شاید بهتر درک کنید که این سوال یه مقدار در ظاهر چالش برانگیز هست. و دشواری آن از آنجایی پیدا می شود که بخواهی با افراد مختلف مشورت کنی. وقتی در کنار هر کدام از گروه های بالا می نشینی طوری بهت مشورت می دهند که دوست داری همان لحظه یکی را انتخاب کنی ولی امان از روزی که دو نفر با دو دیدگاه مختلف به تو مشورت بدهند. وقتی به خانه می رسی از کرده خود پشیمان می شوی که چرا راه را برای خودت اینقدر سخت کردی و حالا باید چی کار کنم؟

حالا باید چی کار کنیم؟ بالاخره علاقه یا پول؟

انتخاب پول یا علاقه

دوست خوب من، می دونی مشکل از کجا شروع می شه؟ از اون جایی که ما دوست داریم به مسائل و مشکلات زندگی صفر و یک یا همان سیاه و سفید نگاه کنیم. این کار هم از نظر علمی دلیل داره. چون مغز ما دوست نداره زیاد بین دو تصمیم معطل بمونه چون در این صورت باید انرژی زیادی مصرف کنه و این با ساختار مغز جور در نمیاد. حالا فهمیدید که چرا برخی افراد به شدت روی علاقه و برخی به شدت روی پول و بازار کار توصیه می کنند. چون حوصله فکر کردن و تجزیه و تحلیل را ندارند.

بیایم کمی واقع بینانه نگاه کنیم. شاید چند درصد بسیار کمی باشند که در دنیا صرفا و صرفا با علاقه به جاهای بالا رسیدند ولی باز هم اگر ریز شویم می بینیم که همان افراد هم چه بسا در اول کاری انجام می دادند که دوست نداشته و بعد که اندکی پول نصیب آن ها شده توانستند با همان حداقل پول و بر اساس اشتیاق سوزان و علاقه زیاد و با تلاش و سختی فراوان به موفقیت های بزرگی برسند که احتمالا داستان آن ها هم در کتاب ها خوانده باشید.

الان فکر نکنید که من منظورم این هست که علاقه فایده ای ندارد و در انتها به یک جمع بندی می رسیم. قرار شد واقع بینانه به مسئله نگاه کنیم و فعلا با استثناها و داستان های افراد خیلی خاص کاری نداشته باشیم و ببینیم برای زندگی روزمره خودمان باید چی کار کنیم.

چند تا نکته مهم برای تصمیم گیری بین علاقه و پول

واقعیت این هست که هر فردی باید نیازهای اولیه اش شامل خوراک، سرپناه و … تامین باشد تا بتواند به علاقه خودش بپردازد. شما فردی تصور کنید که چند روز هست که گرسنه هست و در خیابان زندگی می کند. از طرفی او علاقه زیادی به طراحی صنعتی دارد. او باید چه کاری انجام دهد؟ آیا باید چند هفته دنبال کار مورد علاقه خود بگردد؟ خیر او باید حتی اگر لازم هست در یک رستوران کار کند تا حداقل نیازهای خود را برطرف کند و بعد به علاقه اش فکر کند.

اگر باز هم از استثناها عبور کنیم، خوشبختانه اکثریت افراد جامعه حداقل نیازهای گفته شده را دارند. یعنی یک مسکن شخصی یا اجاره ای دارند و گرنه باید چند میلیون نفر در خیابان زندگی می کردند. و از طوری نیست که از چند روز را گرسنه بمانند. و اگر بهتر بخواهیم بگوییم حداقل پولی هم دارند که با آن زندگی خودشان را بچرخانند.

در این شرایط هر چند هم که شما فکر کنید سخت است ولی باز می توان حداقل در رخت خواب به علاقه خود قکر کنم. حداقل کسی نمی تواند مانع فکر کردن شما شود به جز خودتان. پس از من سخت ترین شرایط را مثال زدم که بهانه برطرف شود. شما یک انسان هستید و بالاخره باید برای علاقه خود هم وقت بگذارید. بیایم برای اینکه زیاد تئوری صحبت نکنیم چندتا مثال عملی بررسی کنیم.

چند تا مثال برای برای انتخاب علاقه یا پول

برخی از سوالات شما: من نیاز های اولیه را دارم ولی می خواهم توی رشته گرافیک که خیلی هم بهش علاقه دارم به جای خوبی برسم و فرد موفقی باشم و از طرفی به پول نیاز دارم که بتوانم مستقل زندگی کنم و هر چه سریع تر یک خودرو هم داشته باشم. نمی توانم صبر کنم که بعد از ده سال کار روی علاقه به نتیجه برسم. الان به من پیشنهاد دادند که در یک فروشگاه زنجیره ای کار کنم و حقوق خوبی هم بهم می دهند که می تونم دوسال دیگه یه ماشین هم برای خودم بخرم. حالا شما بگو کدام انتخاب کنم؟

پاسخ: باید یک تفاوت بین علاقه و اشتیاق سوزان قائل شد. ما می توانیم به چیزهای متفاوتی علاقه مند باشیم، مثلا آبیاری گل های خانگی و بازی با کودکان. اما آیا اشتیاق سوزان هم داریم؟ در واقع اشتیاق سوزان محدود به یک یا دو مورد هست. اگر شما به بازی کردن با کودکان اشتیاق سوزان داشتید به فکر یک مهدکودک بودید و آن را برای راه اندازی آن هر کاری لازم بود انجام می دادید.

نکته اول این که احتمالا شما به کار خود صرفا علاقه دارید. و دوم باید ببیند که برای رسیدن به عشق و علاقه سوزان خود قرار هست چه چیزی را فدا کنید. التبه مطمئن باشید که بعدا مزد زحمات خود را چندین برابر دریافت می کنید و از زندگی لذت می برید که ارزش زیادی دارد. در واقع نکته کلیدی در جمله زیر است که:

این شما هستید که تصمیم می گیرید با چه حداقل هایی زندگی کنید اما به اشتیاق سوزان خود پایبند باشید.

شاید فردی استاندارد و حداقل زندگی برای او بدست آوردن یک مسکن شخصی و یک خودرو و پس انداز چند میلیون تومانی باشد و بعد به این فکر بیافتد که از بین علاقه یا پول، علاقه را انتخاب کند. اما برخی فقط با داشتن یک لقمه نان و یک سرپناه و مبلغی پول برای خرید کتاب و آموزش به اشتیاق سوزان خود پایبند بمانند.

این که من یا فرد دیگری بخواهد یک سقف مشخص برای شما تعیین کند زیاد کارایی ندارد و شما با تفکر عمیق و خودشناسی و همچنین با تعیین رسالت زندگی خود باید به روشنی بدانید که از زندگی چه می خواهید؟ در چه نقطه ای برای شما یک شروع خواهد بود؟ حاضر هستید چه چیزی را فدا کنید؟ یا چه بهایی را بپردازید؟

بعد از طی این مراحل شما می توانید بدانید که از بین علاقه یا پول کدام برای شما مهم تر است؟ شاید پیچیدن نسخه برای فردی که تو باید علاقه یا پول انتخاب کنی زیاد جالب نباشد. بنابراین آیا شما حاضری با حداقل دارایی به علاقه ات بپردازی و چند سال بعد برای همیشه از زندگی لذت ببری؟ البته در مسیر علاقه روش کار هم بیاموزی و بازار کار هم خوب بشناسی و گرنه علاقه شما بعد از چند سال تبدیل چیز بی احساس در زندگی شما می شود.

جان و مخلص کلام چی هست؟

نتیجه کل بحث این شد که اول ما باید یک حداقل هایی داشته باشیم یعنی نیازهایی که زندگی برای ما آنقدر سخت خواهد شد که شاید زنده نمانیم مثل خوراک و سرپناه و … بعد از این مرحله برای هر فردی تصمیم به انتخاب بین علاقه یا پول متفاوت هست؛ یکی می خواهد اول چند سال را به کار غیر مورد علاقه خود  بپردازد تا بعد از پول دار شدن به اشتیاق و علاقه خود بپردازد و برخی هم در اولین فرصت و با کمترین امکانات شروع به کار کردن روی علاقه خود می کنند.

به نظر این جانب دسته دوم که با حداقل ها می سازند و کار روی علاقه خود شروع می کنند موفق تر و زندگی شادتری را در طول عمر خود تجربه می کنند. به شرطی که راه رسم آن را بدانند و در علاقه خود را در مسیر درست همرا با آموزش دیدن به جریان بیاندازد. طبق تجربه خودم این گونه افراد اگر مسیر را درست طی کنند بعد از حداکثر ۵ سال در کار خود موفق خواهند بود.

اما توصیه ای دارم برای دسته اول یعنی کسانی که اعتقاد دارند اول باید پول دربیاورند. سوال من این هست که آیا مطمئن هستید که بعد از ۵ سال و پول درآوردند حوصله و اشتیاق سوزان خود را دارید؟ آیا بعد از پول در آوردن و وارد یک مسیر شدن حاضری کار خود را رها کنی و به اشتیاق خود بپردازی؟ به این سوالات خوب فکر کن و اگر پاسخ شما مثبت هست کارتان را شروع کنید و بعد اشتیاق خود را از سر بگیرید. امیدوارم توانسته باشم به ابهام شما پاسخ داده باشم که بین علاقه یا پول یکی را انتخاب کنید. نظر، سوال و پیشنهاد خودتان را در پایین همین صفحه با ما در میان بگذارید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.