خودشناسی چیست؟ راهی برای لذت بردن واقعی از زندگی

خودشناسی چیست و شما کجای آن قرار دارید؟

چند وقت پیش به مطب دندانپزشکی مراجعه کرده بودم. دندانپزشک در حین کار روی دندان من با دوستش هم که در کنارش ایستاد بود صحبت می کرد.

رفیق دندانپزشک: چه خبر؟ اوضاع کسب کارت چطوره؟ می بینم که مشتری زیادی داری؟

دندانپزشک: خوبم ولی کارهای بهتری هم می تونستم انجام بدم.

رفیق: مثلا چه کاری بهتر از این!

دندانپزشک: الان یکی از دوستای من یه خشک شویی بزرگ زده و دو تا شاگرد هم گذاشته داخل خشک شویی و دارن براش پول پارو می کنن. خودش هم شب تا شب میاد و پول ها را جمع می کنه و دست به سیاه و سفید هم نمی زنه. حالا من باید از صبح تا شب سرپا باشم و بیمار ویزیت کنم.

من که داشتم این مطالب را می شنیدم حسابی درد دندان از یادم رفته بود. یعنی واقعا این جوری هست؟ چقدر جوان هایی می شناختم و شما هم می شناسید که دوست داشتند جای آقای دکتر بودند. چندین روز ذهنم درگیر شده بود. جالب این که تازه وقتی به اطرافم هم دقت می کردم این موارد بیشتر می دیدم. به عنوان مثال یک فرد تقریبا موفق که چندین سال در رشته معماری تحصیل کرده بود اما حالا داشت کاری کاملا متفاوت انجام می داد. یا مجری های معروف تلوزیون که وقتی از رشته تحصیلی دانشگاهشون گفتند هیچ ربطی به مجری گری در تلوزیون نداشت و…

با این مقدمه می خواهم از شما بپرسم که شما کجای زندگی قرار دارید و الان چه حس حالی نسبت به زندگی و به ویژه انتخاب هایتان مثل انتخاب همسر و شغل خود دارید؟ آیا از هر دو احساس خوبی دارید؟ آیا یکی را دوست و دیگری را نمی پسندید؟ حال بیاییم بیشتر به این مطلب بپردازیم که خودشناسی چیست و چه اهمیتی دارد؟

اما قبل از آن یک تعریف از آن داشته باشیم و ببینیم که خودشناسی چیست؟ تاکنون تعریف های زیادی از خودشناسی در فلسفه، روانشناسی، جامعه شناسی و مکتب های فکری از این که خودشناسی چیست شده است که می توانید با مطالعه کتابهای مختلف به فکر خود عمق دهید اما اگر بخواهم یک تعریف خودمانی و کاربردی از آن داشته باشیم می توان به این نتیجه رسید که:

خودشناسی یعنی پی بردن و درک عمیق از توانایی و استعدادهایی که خداوند در درون ما به امانت گذاشته که باعث می شود ما بهترین نسخه خودمان تبدیل شویم.

بهترین خود بودن یعنی عمق شادی درونی که نیاز به محرک خارجی ندارد. بنابراین سعی کنیم که همیشه در جهت بهترین خود شدن گام برداریم و رسالت زندگی خود را کشف کنیم.

این که بدانم خودشناسی چیست به چه درد من می خورد؟

همیشه عادت دارم که مطالب حتی اگر پیچیده باشد، به صورت ساده و با استفاده از مثال و داستان بیان کنم که شما دوست عزیز بتوانید از خواندن آن لذت ببرید و هم به درد شما بخورد. متاسفانه وقتی واژه خودشناسی به گوش ما می خورد کمتر  با آن مانوس می شویم. وقتی با این سوال مواجه می شویم که خودشناسی چیست در یک لحظه شاید فکر کنیم که خب من یک انسان هستم و دارم زندگی می کنم این چه حرفی دیگه؟ و این دقیقا آغازی خواهد بود بر ناکامی های زندگی ما. بی دلیل نیست که بسیاری از بزرگان، دانشمندان و متفکران از زمان سقراط و قبل از آن و تا همین حالا ، خودشناسی را بسیار مهم و دانسته اند و گاهی تا جای پیش رفته اند که عدم پاسخ به این که من کیستم را نشانه درک نکردن معنای حقیقی دنیا دانسته اند.

یک بار دیگر داستان اول را مرور کنید؛ حتما افراد زیادی در ذهن شما خواهد آمد که با این موضوع مواجه هستند. به نظر شما چرا این اتفاق بارها تکرار می شود؟ چون مفهوم خودشناسی را درک نکرده ایم. چندین سال تلاش می کنیم و به یک جایگاه خوب می رسیم اما نه تنها لذت نمی بریم بلکه شاید بدمان هم بیاید. نمی خواهم خودشناسی را به انتخاب شغل محدود کنم ولی چون بسیاری از افراد با آن مواجه هستند می تواند مثال خوبی برای عدم خودشناسی باشد. در واقع موضوع عمیق تر از این صحبت ها هست. این که افرادی به علت رسیدن به پوچی دست به خودکشی می زنند یا این که تا پایان عمر نمی دانند کی هستند و از کجا آمده اند و کجا خواهند رفت می تواند نشانه هایی از عدم درک صحیح از خودشناسی باشد.

آیا می خواهید رسالت زندگی خود را بدانید؟ می توانید این مقاله را نیز مطالعه کنید.

آیا بدون خودشناسی نمی توان از زندگی لذت برد؟

به یک آهو نگاه کنید، وقتی در یک جنگل در کنار فرزندان خود مشغول به بازی و چرا هست نوعی لذت را تجربه می کند. در مراحل بالاتر وقتی ما به رستوران می رویم نوعی لذت جسمانی تجربه می کنیم. اگر عاشق مطالعه و یا کاری فکری باشید حتی در یک اتاق در بسته می توانید لذت بالاتری از لذت جسمانی تجربه کنید که از روح شما سرچشمه می گیرد.

حال مسئله را همین طور درونی تر کنیم. وقتی شما خودتان را شناختید و بر اساس استعداد و توانایی های خود کارهایی را انجام می دهید که عاشق آن هستید لذتی را تجربه می کنید که در هیچ کار دیگری نمی توانید تجربه کنید. شاید تاکنون زندگی نامه افراد معروف را مطالعه کرده باشید که وقتی مشغول به کار می شوند انگار کل دنیا را فراموش می کنند.

نقل است که دانشمندی در اتاق آزمایش مشغول کار بود. خدمتکار برایش شام می آورد و در روی میز قرار می دهد و می رود. وقتی خدمتکار فردا برمی گردد متوجه می شود که هنوز غذا دست نخورده و آقای دانشمند همچنان در غرق در آزمایش هستند. و یا ایت ا… بهجت صحبتی دارند که نشان می دهد چقدر انسان می تواند از راه خودشناسی به عمیق ترین لذت ها دست پیدا کند که شاید تصور آن برای ما مشکل باشد. این جمله این هست که:

«اگر سلاطین عالم، لذت نماز را درک می‌کردند به‌دنبال لذت‌های دیگر دنیا نمی‌رفتند».

کلیک کنید: دانلود رایگان کتابچه خودشناسی و کشف رسالت زندگی

برای این که خودم را بشناسم باید چه کار کنم؟

  • مطالعه کتاب های خودشناسی: شاید در دسترس ترین کار که البته در ابتدا باید انجام دهیم مطالعه کتاب هست و می تواند نوع فکر کردن را به ما بیاموزد و به افکار ما وسعت بخشد.
  • استفاده از نظر دیگران: چه بسا افرادی که فکر می کنند خود را شناخته اند اما رفتارهایی دارند که از دید خودشان پنهان مانده و فقط یک دوست خوب و یا فردی که بسیار به ما نزدیک هست می تواند ما را آگاه سازد. پس باید از افراد مختلف مثل پدر، مادر، برادر، همسر، دوست خوب و یا … بخواهیم که چند تا از ویژگی های خوب و بد ما را به ما هدیه دهد و شاید برای اولین بار متعجب شوید که چقدر خصوصیت مثبت دارید که خودتان خبر ندارید و یا از آن استفاده نمی کنید.
  • تفکر عمیق: وقتی دو بخش قبلی انجام شد و یا در حین انجام آن باید زمان هایی را برای خلوت با خود انتخاب کنید. با خود بیاندیشد که من کجا هستم؟ و چرا در این دنیا وجود دارم؟ این سولات به ظاهر ساده اما می تواند در شناخت شما بسیار به شما کمک کند.

چرا افراد کمی موفق به خودشناسی می شوند؟

گاهی وقت ها تصمیم می گیریم که درباره سوال خودشناسی چیست و چطور می توانیم از آن استفاده کنیم فکر کنیم اما ممکن است با موانع زیر روبرو شویم:

  • ترس از روبرو شدن با خود: شاید برایتان تعجب آور باشد که ما گاهی وقت ها از خودمان ترس داریم. می ترسیم که آنچه که در ذهن خود بافته ایم و سالها با آن زندگی کرده ایم نقض شود. شاید گذشته خوبی تجربه نکرده باشیم و برایمان آزار دهنده باشد و …
  • اهمال کاری: گاهی وقت ها آنقدر در زندگی گم می شویم که حال و حوصله تفکر از ما گرفته می شود و هزار بهانه جور می کنیم که از زیر این سوال در برویم.
  • عملکرد مغز: معولا فکر کردن کار دشواری هست و نیاز به صرف انرژی بالا. از طرفی مکانیزم مغر انسان طوری طراحی شده که تمایل دارد برای حفظ بقای خود کمترین میزان انرژی را مصرف کند به همین خاطر افراد کمی هستند که در فکر کردن عمیق دوام می آوردند.
  • تمایل به خارج نشدن از ناحیه امن زندگی: برخی از انسان ها برای خود یک ناحیه امن در زندگی ساخته اند و حاظر نیستند به هیچ قیمتی از آن خارج شوند چون دوست ندارند که آرامش نسبی خود را از دست بدهند به همین خاطر معمولا دچار روزمرگری خواهند شد و از مهمترین بخش زندگی خود یعنی تفکر درباره خودشناسی باز می مانند.

اگر شما هم در باره مقاله “خودشناسی چیست” نظری دارید می توانید در قسمت نظرات درج کنید تا با کمک شما هر روز این مقاله پربار تر شود.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.