رویای شما چیست و چگونه به آن می رسید؟

آیا برای خودتان رویایی دارید؟

شاید وقتی این سوال را می خونید که: ” رویای شما چیست “با خودتون بگید که مگه چه فایده ای داره که رویا داشته باشیم؟ اصلا انسان عاقل نباید رویاپردازی کنه و باید کار و تلاش کنه. رویا پردازی انسان را بی تحرک می کنه و رویا پردازی چیزی جز توهم نیست و … اما اگه کمی با من همراه باشید به شما خواهم گفت که منظور من از این سوال چیه و آیا ما باید رویا پردازی کنیم و یا خیر؟ البته شاید همین الان شما برای خودتون رویاهایی داشته باشید و شاید هم درحال رسیدن به اون ها هستید.

چرا رویای خودمان را فراموش می کنیم؟

یادتون هست زمانی که بچه بودیم چقدر رویاپردازی می کردیم؟ زمانی که پدر و مادر قول خرید ماشین یا عروسک اسباب بازی به ما می دادن تا زمانی که قرار بود بخرن توی تصوراتمان به اون فکر می کردیم و لذت می بردیم. من خودم که از رویاپردازی درباره خرید دوچرخه به وجد می اومدم.

برای رسیدن به دوچرخه لحظه شماری می کردم. اگه خوب فکر کنید حتی زمانی که به اسباب بازی دلخواهمون می رسیدیم بازم شب ها در کنار خودمون قرارش می دادیم و باهاش رویا پردازی می کردیم. کم کم که بزرگ شدیم به ما گفتن که خوش خیالی را بذار کنار، برو درس بخون تا یه چیزی بشی. آدم باید عرق بریزه تا بتونه به جایی برسه.

گاهی وقت ها بهمون می گفتن توهم داری. وقتی با خوشحالی ایده ای را مطرح می کردیم بهمون می گفتن تو توهم زدی. این صحبت ها نه یک بار نه ده بار بلکه صدها بار تکرار شد تا ما هم مثلا عاقل شدیم! دیگه فکر نمی کردیم و به طور کلی آرزوهامون را کنار گذاشتیم. دیگه باید از صبح تا شب کار کنیم و شب ها خسته به خواب بریم. حالا دیگه از هم نمی پرسیم که رویای شما چیست ولی کودکان هنوز این سوال را از هم می پرسن.

اگه هنوز هم از بچه ها بپرسی که رویای شما چیست می گن می خوام دکتربشم، می خوام مهندس بشم، می خوام خلبان و یا پلیس بشم اما چه می شه که سر از کاری در می آوریم که اصلا دوسش نداریم. انگار رویاپردازی یه گناه شده و الان به فرض که از خودمان بپرسیم چه رویای داریم دچار عذاب وجدان می شیم و به خودمون نهیب می زنیم که بس کن دیگه نکنه دوباره خیالاتی شدی؟ و دقیقا به صورت ناخودآگاه همان حرف هایی که یک روز به ما گفتن دوباره برامون زنده می شه و تفاوتش اینکه الان دیگه فرد بیرونی نیست بلکه خودمان این کار را انجام می دیم.

چطور به رویاهایمان برسیم؟

دکتر مایلز مونرو نویسنده معروف میگه:

توانایی رویا پردازی بزرگترین قدرت روی زمین هست، به خاطر این توانایی هست که بشر قدرت پیدا می کنه تا فراتر از وضع موجود و آنچه هست آرزو کند. درست گفته اند که فقیرترین انسان ها روی کره زمین کسانی هستند که رویای ندارند.
اگر زندگی بزرگ ترین دانشمندان و افراد موفق دنیا مثل برادران رایت و یا ادیسون و …نگاه کنیم متوجه می شویم که این افراد همیشه در افکارشان رویایی داشتند و شعله این رویا را خاموش نکردن. در حقیقت این رویا مثل قطب نمایی در ذهن اون ها مسیر را به درستی برایشان پیدا می کرد و تصمیماتشان بر اساس رویاهایشان گرفته می شد.
بزرگ ترین اختراعات دنیا که امروزه خیلی در دنیا تحول آفرین شده حاصل رویای یک نفر بوده. مثلا هواپیما، تلفن همراه، رفتن به کره ماه و … همش یه رویا بوده و خیلی ها به این افراد برچسب دیوانه و یا متوهم زدن. راستی اگه اون ها رویای خودشون را فراموش می کردن چی؟
در واقع تفاوت رویایی که ما به بدی از اون یاد می کنیم و رویای سالم یا همان چشم انداز، اینه که رویای خوب همیشه به ما سمت و سو میده و در ما شوقی ایجاد می کنه که ما را به حرکت به سوی خواسته هایمان وا می داره اما اون رویاپردازی که صرفا در ذهن هست و به عمل تبدیل نمی شه همان رویایی هست که صرفا یک فکر و به قول بعضی ها خوش خیالی هست.
بنابراین از شما می خوام که دوباره این سوال را از شما می پرسم: رویای شما چست؟
دوباره به همان کودکی خودتان برگردید، راست گفتن که حرف راست از بچه بشنو. حالا شما هم از کودک درون خودت بپرس که چه رویای شما چیست تا یه جواب خوب بهت بده. لطفا محکومش نکن. لطفا محدودش نکن. یک بار دیگر اجازه بده که ابراز وجود پیدا کنه. شاید الان احساس خوبی همراه با شوق بهت دست داده باشه. شاید دوباره بخوای به کودکیت باز گردی. عیبی نداره، خداوند این قدرت را در رویای تو گذاشته و باید خوب ازش استفاده کنی.

یه تمرین برای پیدا کردن رویاها

 همیشه این سوال را از ما می پرسن که دوست داری چی بدست بیاری؟ اما من یه سوال مهم تر از تو دارم: دوست داری چی بشی؟
تفاوت این دوتا سوال این هست که اولی بیرونی هست اما دومی درونی. شما وقتی از درون خودت را سروسامان بدی اون وقت شامل این بیت شعر خواهی شد که: از کوزه همان برون تراود که در اوست.
به این سوال خوب فکر کن، دوست داری چه شخصیتی بشوی، منظورم این نیست که خودت را با یک فرد دیگه مقایسه کنید و بخواهید کپی او شوید بلکه شما باید به بهترین نسخه خودتان تبدیل شوید و در حقیقت بهترین خودتان باشید. چرا که اعتقاد دارم که هر آنچه لازم هست در وجود شما هست و کافیه اون را پیدا کنید.
قبل از این که بریم سراغ مطالب دیگه خوب هست که حداقل چند تا از مقالات بالا که درباره خودشناسی و کشف رسالت زندگی هست را مطالعه کنید چون دید خوبی به شما میده و بعدش دوباره بیان سراغ این مطالب. خب، سوال مهم دیگه ای می خوام از شما بپرسم و باید ۱۰ تا مورد را یادداشت کنید. سوال این هست که:
هنگامی زندگی من ایده آل هست که… و به جای علامت سه نقطه ده مورد را بنویسید. لطفا نگویید که این کارا به چه درد می خوره. قرار نیست همین که جواب دادید یک کیسه پول براتون از آسمون بیافته پایین. این کار باعث می شه که بفهمید از زندگی تون چی می خواید و بعد برید سراغش. یعنی یک قطب نما همراه خودتون دارید.
احتمالا اولش که این سوال را می خواید جواب بدید خیلی که فکر کنید شاید دو یا سه مورد بیشتر نشه و اون هم شاید خیلی وضوح نداشته باشه. اما این سوال را بارها تکرارش کنید و برای خودتون بنویسید و از رویای خودتون کمک بگیرید.
بعد از یه مدت حس می کنید که تازه داره براتون روشن میشه که از زندگی چی می خواید. مثل وارد شدن به یه جای تاریک که اولش همه جا تاریک هست و بعد از چند دقیقه احساس می کنیم داره فضا روشن تر میشه. به هر حال این تصمیم با شماست که این کارهایی که گفتم انجام بدید یا مثل میلیون ها نفر دیگه به زندگی روزمره خودتون ادامه بدید. البته مطمئن هستم شمایی که این متن را می خونید حتما فردی هستید که برای خود و رویاهاتون ارزش قائل هستید و گرنه اصلا سراغ این مطالب نمی آمدید. متشکرم از شما

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.