چگونه وقت خود را هدر ندهیم ؟

روزها پشت سر هم می‌آیند و می‌روند. از دست خودت ناراحت هستی که چرا این قدر درگیر روزمرگی شده‌ام. دوست داری راهی پیدا کنی که از این وضعیت خلاص شوی. درونت کسی فریاد می‌زند که چرا داری وقت تلف می‌کنی؟ چرا کاری انجام نمی‌دهی؟ تلاش می‌کنی کمی ساکتش کنی اما نمی‌شود.

انگار یک عذاب وجدان درونی آزارت می‌دهد و بر سرت می‌کوبد که عمرت بر باد رفت و تو هیچ کاری نکردی. بارها و بارها تلاش کردی که از فردا روزی متفاوت را آغاز کنی اما سیاهی شب که گسترده شد متوجه خواهی شد که امروز نیز مثل دیروز گذشت.

از خودت می‌پرسی خدای من چرا دوباره نتونستم کاری کنم؟ نکنه من محکوم به یک سرنوشت ساکن و یکنواخت هستم؟ ناچارا با این سوال که چگونه وقت خود را هدر ندهیم دست به دامن گوگل خواهی شد و از قضا سر از این‌جا در می‌آوری. اتفاقا خوب جایی آمدی چون من هم تا چند سال پیش و حتی همین الان بعضی اوقات این حس را تجربه می‌کردم و می‌کنم. راه‌های زیادی تجربه کردم. کتاب‌های زیادی مطالعه کردم و خب الان خدا را شکر از خودم راضی هستم اما هنوز کافی نیست.

چگونه وقت خود را هدر ندهیم و چه راهی هست؟

همین اول اجازه دهید آب پاکی روی دستتان بریزم. اگر اهل اقدام و عمل نیستی به موفقیت فکر نکن. در واقع شما با خواندن ده جلد کتاب مدیریت زمان اتفاقی نمی‌افتد اما با خواندن یک نکته و عمل به آن اتفاقات زیبایی برایت رخ خواهد داد.

بنابراین در این مقاله از میان انبوهی از روش‌ها، یک نکته به شما خواهم گف که شاید شنیده باشید اما از آنجایی که به جمله زیر اعتقاد دارم دوباره بازگو می‌کنم. جمله این هست:
معنای آموزش این نیست که همیشه مطلب جدید یادبگیریم، بلکه معنای آموزش این هست که مطالبی که می‌دانیم را یادآوری و عمل کنیم.
من این نکته را بارها شنیده بودم اما هر بار که می‌خواستم اجرا کنم نجوایی در ذهنم می‌گفت با این روش به نتیجه نمی‌رسی و روزت را تلف خواهی کرد. شاید هم به خاطر این بود که یکی دوبار انجام دادم و چون نتیجه نگرفتم آن را رها کردم. اما یک روز تصمیم گرفتم که چند بار تمرین کنم تا برایم به صورت یک عادت در بیاید.

قضییه از این قرار هست که شما هر شب باید برای روز بعد خودت سه اولویت تعیین کنی. در واقع همان اولویت اول مهم هست و اولویت‌های بعدی برای احتیاط هست که اگر احیانا شرایط طوری رقم خورد که نتوانستید اولویت اول رانجام دهید سراغ اولویت دوم و یا سوم بروید.

شما باید تمرکزت را روی یک کار بگذاری که از همه چیز مهم‌تر هست. اما درس مهمی که من بعد از چند بار شکست در اجرای آن داشتم این هست که حتما باید به صورت مکتوب باشد. تنبلی نکنید و روی یک کاغذ سه کار مهم خود را بنویسید و بهتر است برای هر کدام نیز چند جمله از جزئیات آن بنویسید.

اجازه دهید یک مثال از خودم بزنم. تا چند سال پیش همیشه دوست داشتم در پایان روز با دست پر به استقبال شب بروم اما تقریبا این کار انجام نمی‌شد. وقتی دقت کردم متوجه شدم که من وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوم تازه تصمیم می‌گیرم که چه کار باید انجام دهم.

تا می‌خواستم تصمیم بگیرم انگار دنیا کمرهمت می‌بست که من تصمیمی نگیرم (التبه دنیا مقصر نیست و ما باید مسولیت کارهایمان به عهده بگیریم). بعد از صبحانه متوجه می‌شدم که یک ساعت به دوازده ظهر مانده است. یعنی در این زمان کارهایی انجام می‌دادم که بزرگ‌ترین اولویت من نبودند. مثلا سرگرم یک مستند تلوزیونی می‌شدم، مکالمه‌ای با یک دوست پیش می‌آمد که باید کاری انجام می‌دادم، مدتی سرگرم شبکه‌های اجتماعی می‌شدم و به همین ترتیب تا ظهر ادامه پیدا می‌کرد و بعد از ظهر در حسرت این‌که چرا صبح خود را از دست دادم انرژی انجام کاری نداشتم.

چند وقت بعد تصمیم گرفتم که از شب قبل بدانم که فردا چه می‌خواهم انجام بدهم. این نیت به مراتب بهتر از آن بود که صبح بخواهم تازه تصمیم بگیرم  و بنابراین اوضاع کمی بهتر شد. اما تصمیم گرفتم که شب، سه اولویت مهم فردا بنویسم و اولویت اول را هر طور که شده انجام دهم و اگر وقت کافی داشتم سراغ اولویت دوم بروم.

کمی برای این اولویت‌ها به ویژه اولویت اول برنامه ریزی می‌کردم. صبح بدون این که بخواهم تلوزیون روشن کنم و یا دست به شبکه‌های اجتماعی ببرم اولین کاری که انجام می‌دادم (که هم اکنون هم انجام می‌شود) این بود که سراغ انجام اولین اولویت خود می‌رفتم و نتیجه برایم تعجب آور بود. بازدهی من تقریبا بیش از ۵ برابر شد.

به عنوان مثال من برای وب سایت قبلی‌ام هفته‌ای یک مقاله می‌توانستم بنویسم و آن را آپدیت کنم اما با این تصمیم تعداد نگارش مقالات در هفته به بیش از ۵ مقاله می‌رسید و این یکی از هدف‌های من بود که قبلا انجام نمی‌شد.

بنابراین شب قبل می‌دانم که اولویت مهم من مثلا برای فردا نوشتن مقاله هست. عنوان کلی مقاله را هم تعیین می‌کردم و سپس فردا تا این کار تمام نمی‌شد به کار دیگری نمی‌پرداختم. بنابراین بسیار مهم هست که بدانید فردا چه کاری از همه کارها برای شما مهم‌تر است که باید انجام شود. نیازی نیست یک برنامه ریزی ده صفحه‌ای داشته باشید و از رفتن به حمام تا خرید تخم‌مرغ در آن بنویسید. بلکه کافیست یک هدف مهم برای روز بعدتان را به ذکر کمی جزئیات یادداشت کنید و فردا بدون این که بخواهید درگیر کارهایی بشوید که تمرکز شما را از بین می‌برد مستقیم بروید سراغ برگ یادداشت خود و شروع به انجامش کنید.

زمانی که کار انجام شد و با خودکار آن کار را تیک می‌زنید یا دور آن خط می‌کشید لذتی به شما خواهد داد که انگیزه و انرژی شما برای انجام کارهای روز بعد چند برابر خواهد کرد و شتاب شما برای رسیدن به هدفتان بیشتر خواهد شد. پس من هم در اینجا مقاله را به اتمام می‌رسانم و زود بروم تیک نوشتن مقاله امروز را در دفترم بزنم. چه حس خوبی 🙂

شما چه راهی سراغ دارید که به ما بگوید چگونه وقت خود را هدر ندهیم ؟ نظرتان را به اشتراک بگذارید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.