تغییر در زندگی را از کی شروع کنم؟

تغییر در زندگی را باید از کی شروع کنیم؟

وقتی این سوال از ما می پرسن که کی باید در زندگیمون تغییر بدیم معمولا این پاسخ می دیم که ” هر وقت به در بسته خوردیم و کارهامون دشوار شد باید یه تغییر اساسی توی زندگیمون بدیم” اگه شما هم با این جمله موافق هستی باید یه کم بیشتر با هم صحبت کنیم.

می گن یه بنده خدایی خیلی سالم و سرحال بود و به همین خاطر هر روز هر چی دوست داشت می خورد. بعد از ده سال یه مشکل توی بدنش به وجود میاد و وقتی به دکتر مراجعه می کنه دکتر بهش می گه کبدت تقریبا از کار افتاده و باید برای پیوند کبد خودت را آماده کنی. اون بنده خدا قول میده که دیگه از فردا غذای سالم مصرف کنه، اما آقای دکتر گوشش به این حرف ها بدهکار نبود و نوبت عمل جراحی را رزو کرد. 

 نمی شه به کسی که داره غرق می شه آموزش شنا داد.
 دوست من؛ اگه فکر می کنی که زندگی آرام و بی دغدغه ای داری، الان بهترین زمان برای تغییر کردن هست چون آرام آرام به جایی می رسی که روزگار سیلی واقعیت را خواهد زد. اون وقت شبیه کسی می شی که توی مثال بالا خدمت شما گفتم.
یه نگاه به اطرافتان بندازید می بینید که چقدر این حقیقت برای افراد به وجود اومده. اگه بخوام یه مثال ملموس بزنم این هست که تا چند سال پیش افراد زیادی بودند که فکر می کردن کسب و کار و زندگی فوق العاده ای دارن. بعد تکنولوژی پیشرفت کرد و اون ها به زندگی آرام خود ادامه دادن و وقتی متوجه شدن که کسب و کار اون ها در حال فروپاشی بود. به عنوان نمونه همین فروشگاه های اینترنتی و … که باعث شده بخش زیادی از فروش ها به سمت آنلاین شدن بره.
تقریبا اکثر ما باور داریم که در گرفتاری ها باید تغییر در زندگی خودمون به وجود بیاریم اما تا فرصت هست و آرامش فکری داریم باید تغییر در زندگی را اون طوری که دوست داریم به وجود بیاریم. 

نشانه هایی که باید تغییر در زندگی به وجود آورید

بعضی موقع ها نشانه هایی هست که به ما می گه هر چه زودتر باید تغییرات را شروع کنی. معمولا ما به این نشانه ها آنقدر بی توجهی می کنیم که کار از کار می گذره و کارمان بسیار سخت می شه.

یکی از این نشانه ها روزمرگی و یکنواختی زندگی هست. برخی آدم ها یک روز را ضربدر ۳۶۵ روز می کنن. یعنی یک سال را با یک حالت ادامه میدن و هیچ تغییر و پیشرفتی توی زندگیشون نیست. این یک زنگ خطر هست که باید تغییرات را شروع کنید.

نشانه بعدی این هست که نسبت به خودمان، اطرافیان و جهان دچار بی حوصلگی و بی تفاوتی شده ایم. یعنی اصلا مهم نیست که من کی هستم و به کجا می روم. در واقع این فرد خودش را دست امواج زندگی داده و هر جایی که او را ببرن اون هم هیچ واکنشی نشون نمیده.

اگه احساس بی هدفی و بی انگیزگی داری و هیچ هدفی توی زندگی نداری باید تغییر در زندگی را شروع کنی. اگر احساس بی معنایی و پوچی داری شما نیاز به یه خونه تکونی داری که باید در وجودت شکل بگیره.

خلاصه کلام این هست که تا زندگی در وضعیت به ظاهر آرامی هست باید به فکر تغییر و پیشرفت باشی نه این که هر زمان دچار مشکل شدی. چون زمانی که دچار مشکل شدی شاید خوب نتونی تصمیم بگیری. نکته دوم این هست که نشانه ها را جدی بگیرید و بی تفاوت از کنار اون ها رد نشی.

چگونه تغییر در زندگی ایجاد کنیم؟

تا اینجا در مورد این صحبت کردیم که باید تغییر کنیم. اما شاید این سوال براتون به وجود اومده باشه که من می خوام تغییر کنم اما چطور باید این کار را انجام بدم. برای این که شما بتونید به صورت کامل تر این مطلب را مطالعه کنید توصیه می کنم که مقالات معرفی شده زیر را بخونید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.